ویژه برنامه‌های «دوشنبه» | تیزر

به عنوان دومین پروژه‌ی فصل سوم، «رادیو شهرزاد» برنامه‌هایی را در همکاری با وبسایت «دوشنبه» تولید خواهد کرد. «دوشنبه»، جامع‌ترین و پربازدیدترین منبع خبری و تحلیلی ادبیات به زبان فارسی است که از اردیبهشت ۸۸ و به همت امیرحسین شربیانی فعالیت خود را آغاز کرده و تا امروز به طور مستمر به ارائه‌ی خبر و تحلیل از ادبیات ایران و جهان مشغول بوده است. ادامه …


ادبیات آنلاین : عزیز

سلام عزیز! چطوری؟ روبراهی؟ دلم ناغافلی تنگ شد برایت. می دانی که مال شب جمعه نیست. همچنان بی غیرتم. کارم افتاد به از پهلوی بهشت زهرا رد شدن و چشمم خورد به قطعه ای شبیه آن که گذاشتیمت و آمدیم. می دانی که بلد نیستم کجا خوابیده ای. نمی دانم مال حال ابری این روزها است یا این ترانه که می خراشدم خواندنش. نامش یاسمین لوی است این خانم عزیز جان! می دانم خوشت نمی آید و باز دهن کج می کنی و با آن لهجه ناز بروجردیت غر می زنی و کلفت می گوییش.
ادامه …


تیرگان ۲۰۱۵ | تیزر شماره ۱

جشنواره تیرگان، بزرگترین جشنواره ایرانی در جهان، توسط بنیاد غیر انتفاعی تیرگان و با همکاری هاربر فرانت سنتر برگزار می شود. جشن تیرگان در قالب کنونی در طی هشت سال اخیر و با هزاران ساعت تلاش صدها داوطلب بوجود آمده است. ادامه …


«رادیو شهرزاد» به جمع حامیان رسانه ای جشنواره ی تیرگان پیوست

همزمان با آغاز فصل سوم، «رادیو شهرزاد» مجموعه ای از برنامه های متعدد را در راستای معرفی جشنواره تیرگان، هنرمندان و آثار هنری حاضر در این رویداد مهم فرهنگی هنری تولید و منتشر خواهد کرد. این برنامه ها توسط کانال های مختلف رسانه ای موجود منتشر خواهند شد. ادامه …


بهاریه: ویژه نامه سال نو | پخش مجدد

در آستانه سال نو، با هم برنامه ی نوروزی سال قبل رو مرور می کنیم. سال خوبی رو براتون آرزو می کنیم! ادامه …


ادبیات آنلاین : نگهبان ساختمان شماره‌ی ۱۲

آقا تتلو نگهبان ساختمان، وقتی ماشینی به‌غیر از ماشین‌های اهالی ساختمان، از در رد می‌شد، داد می‌زد: «فقط یه‌ساعت.» معمولاً یک‌بار دیگر این جمله را پشت سر ماشین‌ها تکرار می‌کرد. یعنی ما همین دوبار را می‌دیدیم. آقا تتلو در پارکینگ را که باز می‌کرد پشت سر ماشین‌ها راه می‌افتاد و می‌رفت تا جای پارک را نشان دهد. خدا می‌داند آن پایین، توی طبقه‌ی دوم پارکینگ چندبار دیگر این را تکرار می‌کرد. در آن منطقه جای پارک اصلاً پیدا نمی‌شد. سر جای پارک جان‌ها داده می‌شد. آقا تتلو خودش انتخاب می‌کرد چه ماشینی صلاحیت ورود به پارکینگ ساختمان را دارد یا ندارد. طبقه‌ی دوم پارکینگ، همیشه جای چندتا ماشین خالی بود. طبقه‌ی اول، هم‌کف، مخصوص اهالی ساختمان بود. ادامه …


قسمت پانزدهم: یک سالگی

در آستانه‌ی یک سالگی رادیو شهرزاد، قسمت آخر فصل دوم رو تقدیم می کنیم. از همه ی کسانی که با ارسال صدای خودشون ما رو همراهی کردن ممنونیم.
ادامه …


ادبیات آنلاین : کلافگی

مدت‌ها بود که بافتن شال گردن را آغاز کرده بود. اوایل هر روز 10-15 رج می‌بافت. مدام اندازه می‌زد که ببیند چقدر مانده به آن اندازه ی دلخواهش که از همه‌ی شالگردن‌هایی که مغازه‌دارها می‌فروختند بلندتر باشد و از دو طرف بیاید تا سر زانوهایش. یادش نمی‌آمد کی و کجا دختری را با شال گردن به این بلندی دیده بود. دخترک شال را بی‌هوا دور گردنش انداخته بود و ریش‌ریش‌هایش با هر قدم به چپ و راست می‌رفتند. همان موقع بود که هوس کرده بود یکی از این شال‌ها بخرد و هرچه گشته بود هیچ مغازه‌داری شال به این بلندی نداشت. همه‌شان با تعجب نگاهش می‌کردند و توضیح می‌دادند که عرض شال‌هایشان برای آب و هوای سرد این شهر مناسب است و روی بینی و دهان را خوب می‌پوشاند. دلش می‌خواست به همه‌شان بگوید که شال را ولی دخترک روی بینی و دهانش نپیچیده بود. ادامه …


قسمت چهاردهم: شب یلدا، با طعم غربت

قرار بود فقط یک برنامه‌ی دیگه داشته باشیم در فصل دوم؛ اما تصمیم گرفتیم به مناسب «شب یلدا» این ویژه‌برنامه رو برای شما بسازیم. به جای موسیقی‌های ضبط شده در استودیو، به محافل ایرانی‌ها سر زدیم و تلاش کردیم فضای یک شب یلدای واقعی رو براتون ایجاد کنیم. امیدواریم مخصوصا به اونهایی که شانس جمع‌شدن دور هم رو امسال ندارن، بچسبه. راستی، توی این برنامه چند تا مهمون داریم ادامه …


ادبیات آنلاین : خانم نظری

وقتی شانزده سالش بود با محمدجواد حسن‌زاده ازدواج کرد. می‌خواست از خانه‌اش، از شهرش، از انزلی بیرون بزند. آقای حسن‌زاده تازه به استخدام شرکت شیلات درآمده بود و به تهران منتقل شده بود. بله را در همان اولین جلسه‌ی خواستگاری به آقای حسن‌زاده داده بود. پسر بیست‌سالش بود، آقای حسن‌زاده. به مامان گفته بود پسر خوبی بود اما کمی شیرین می‌زده. گفته بود زیاد هم بر و رویی نداشته. زیاد که نه، اصلاً نداشته. درواقع به مامان گفته بود آقای حسن‌زاده زشت بوده. مردی کوتاه‌قد، لاغر، با دست‌هایی دراز، و البته موهایی که ریزشش شروع شده بود. اما از آن‌ها بود که آدم می‌توانست به او بگوید چه می‌خواهد. ادامه …


صفحه 3 از 812345...قبلی »