داستان صوتی شکار : قسمت هشتم


 

وقتی از گالری زیتون بیرون آمدم، صدای دسته‌جمعی گربه‌ها و هوای بدی که به نظرم خیلی بدتر از هوای غروب می‌آمد تنها چیزهایی بودند که نظرم را به خودشان جلب کردند. همه‌جا تاریک بود، درست مثل فضای ذهنم. یاد قسمتی از شعری افتادم که می‌گفت، «سیاهی در سیاهی هیچ نیست»، راست می‌گفت؛ نبود!… از آن وقت‌ها بود که دلت می‌خواست همانطور در خلاء بمانی، یا اصلاً هیچ خطی از خیالی مشخص به ذهنت نرسد… قدم برداری و همانطور که راهت را بی‌هدف به هر سویی می‌کشی، فکرِ هرجایی‌ات به هر سوراخی سرک بکشد…

دانلود | کیفیت بالا دانلود | کیفیت پایین

 
رمان: «شکار»
نویسنده: امین انصاری
راویان: امین انصاری و مهنوش راد
نشر گردون – ۲۰۱۲

ساکنان ساختمان شماره هشت (هفتِ سابق)، خیابان خارکِ تهران در سال ۱۳۸۹ شمسی
- طبقه اول: سرهنگ (مختاری) | مریم و محسن
- طبقه دوم: سهراب | ترانه، نادر و خشایار
- طبقه سوم: مادام | ندا و امیر

پ. ن. داستان «شکار» غیرخطی و مقطع است؛ از این جهت اطلاعات فوق برای درک بهتر این سریال داستانی در اختیار شما قرار می گیرد.

جهت خریداری نسخه چاپی از لینکهای زیر استفاده کنید:
خرید از سایت آمازون خرید از سایت ناکجا

 

به منظور رعایت حقوق مولفین و احترام به قوانین نشر، «رادیو شهرزاد» از پخش کامل قطعات موسیقی در این پادکست معذور است. بدین وسیله از شما دعوت می کنیم تا با مراجعه به آدرس های معتبری که در ادامه می آیند، اقدام به تهیه ی این قطعات و در نتیجه حمایت از سازندگانشان نمائید.
- “Somber (Saxophone)” by Jeremy Cole 

 

  • رضا

    چه خوب که این داستان صوتی رو ادامه دادین … بالاخره شنیدن داستان از زبان نویسنده یه لطف دیگه ای داره

  • پارسا عبدی

    چرا نیمه کاره رها کردید؟!
    :