ادبیات آنلاین : دوست دختر اجاره ای


همه چیز اینطور شروع شد که وقت امتحانات شده بود و داشت غرغر می کرد که من وقت امتحانات به دوست دختر احتیاج دارم،هیچ اهمیتی نداره اگه بقیه ی مواقع سال کسی کنارم نباشه اما وقت امتحاناتم باید دوست دختر داشته باشم.‏
پرسیدم خب چرا اینطور مواقع یکی اجاره نمیکنی؟
یک طوری انگار که به عقل خودش شک کرده باشه گفت چرا به فکر خودم نرسیده بود؟ و بعد چشماشو ریز کرد و گفت اصلا چرا آدم پولشو خرج غریبه ها کنه،خودت چقدر میگیری برای هر امتحانی؟
یه حساب سر انگشتی کردم،لوس شدن های وقت امتحان،غرغر ها و همه چیزو در نظر گرفتم و قیمت دادم.؛بدون چونه زدن حقوق پیشنهادی رو قبول کرد و اینجوری شد که من اولین شغل ثابت زندگیم رو پیدا کردم.‏
دوست دختر اجاره ای!‏
در سال یک ماه سر امتحانات میان ترم و دو ماه برای امتحانات پایان ترم دوست دختر بودم؛مهربونی میکردم،صبح های امتحان حواسم بود که خواب نمونه و بعضی شب ها تا صبح باهاش بیدار میموندم تا درس بخونه و اضافه کاری می گرفتم،برای نمره های خوب جشن میگرفتیم و برای نمره های بد با هم غصه می خوردیم.‏ کار آسونی نبود،گاهی غرغرهاش واقعا غیر قابل تحمل میشد و گاهی شدید دعوا می کردیم،با این وجود من شغلمو دوست داشتم.‏
یک سال اول شغلم اینطوری گذشت تا اینکه یه روز وسط تابستون تلفنم زنگ خورد و پرسید که وقت دارم این ماه هم کار کنم یا نه؟ اون ماه کار کردم و ماه های بعدترش و سال بعدش؛ طبق یه قرارداد نانوشته من شغلم تمام وقت شده بود و از این وضعیت راضی بودم.‏
اواسط سال دوم کار،یه روز گفت که باید صحبت کنیم در مورد شغلت؛احساس آدم هایی رو داشتم که قراره از شغل مورد علاقه شون اخراج بشن؛ با این وجود می دونستم که دیر یا زود با تموم شدن درسش این اتفاق میفته؛با ناراحتی رفتم و زل زدم تو
صورت همیشه جدیش و گذاشتم که حرفاشو بزنه.‏
آخرین چیزهایی که حدس میزدم ازش بشنوم این جملات بودند:‏
من دو سال دیگه میخوام کنکور بدم،این یعنی اینکه از سال آینده باید شروع کنم درس خوندن،می خواستم که اگه موافق باشی حقوقتو زیاد کنم ولی کارت تمام وقت بشه و بیای تو خونه ی من زندگی کنی و همسر اجاره ای من باشی.‏
و از اون روز به بعد تا به حالا من یک همسر اجاره ای بودم.‏
و حالا تمام اینهارو برات تعریف کردم تا بدونی که اگه گاهی به جای صدا زدن اسمت بهت میگه “اجاره ای” نباید ازش دلخور شی؛پدرت شیوه ی عجیبی برای زندگی داره و تو هم فرزند اجاره ایش هستی؛ومیتونم بهت اطمینان بدم که در اجاره ی پدرت بودن بهترین اتفاقیه که تو زندگی هر دوی ما افتاده.‏


  • علی

    سلام